تبلیغات
داستان کوتاه - مطالب بهمن 1395


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

گرگ و میش

نوشته شده توسط:صد سو
چهارشنبه 27 بهمن 1395-10:52 ق.ظ


گرگ و میش غروب بود. حسابی حوصلم سر رفته بود. از تنهایی کوه حسابی دلتنگ بودم. همینجور بی هوا لاندرورو روشن کردم تا یه سر به روستای پایین دست بزنم. اولین پیچ جاده خاکی رو که پیچیدم با ترسناک ترین صحنه زندگیم روبه رو شدم. یه گله بیست تایی گوسفند داشتن می چریدن بینشون هم چهار پنج تا گرگ می لولیدن بدون اینکه قصد حمله یا کشتن گوسفندا رو داشته باشن ...


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 27 بهمن 1395 11:10 ق.ظ

عشق

نوشته شده توسط:صد سو
سه شنبه 19 بهمن 1395-11:13 ب.ظ


امیدوارم تو عروسیت بارون بیاد.
همونجور که همیشه دوست داشتی ...


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 19 بهمن 1395 11:14 ب.ظ